یه مشکل کوچولو

پدر شوهرم خدا را شکر حالش خوب خوبه و مریضی از وجودش فرار کرده اما از موقعی که حالش خوب شده خیلی اخلاقش بد و تلخ شده . به همه چیز بدبینه به همه تهمت میزنه .همش میگه حرف حرف من و......

یه تلفن جادویی توی اتاقش داره که هر کس زنگ می زنه با اینکه گوشی سر جاشه صدا پخش می شه .موقع هایی که من وارد نت می شم خوب صدایی از تلفن که بیرون نمیاد فقط تلفن جادوویه با صدای قیژقیژ میکنه که عروست به قول خودش توی ایترتره علی الخصوص که یه بلند گو هم داره. به دیگه بهتر .یه چیز جالبتر این که تلفنه هیچ استفاده ای نداره فقط  نقش گزارشگر رو بازی می کنه: که کی با کی چی میگه !اگه پدرتوی خونه باشه و یه دوستام بهم زنگ بزنه بهش اطلاع می دم که با رمز صحبت کنه . چون هر چیزی بعدا بر علیه خودم استفاده میشه .  .من توی ظهر که مادر شوهر و پدر شوهرم خواب بودند می تونستم وصل بشم یا نصفه شب که دیگه کسی زنگ نمی زنه . گویا صدا گوش پدر رو اذیت میکنه اما پدر خوب حاضر نمی شه که تلفن رو از پریز بکشه بیرون ،حالا من نمی دونم اینو «ببخشیدا» جای فضولی بذارم یا جای خود آزاری و یا بهانه ای برای دگر آزاری.

چند وقت پیش پدر با علی یه بحث کوچولو داشت و به علی می گفت :چرا زنت وارد اینترنت میشه ؟،بااینکه تموم هزینه ها را خودمون می دیم .

من تصمیم گرفتم فعلا کمتر وارد نت بشم چون هوا پسه .تقاضای یه خط تلفن دادیم تا چند وقت دیگه تلفن خودمون وصل میشه اونوقت من حسابی حسابی در خدمتتون هستم تا اون موقع دندون روی جیگر بذارید. باشه.....

همتون رو دوست دارم ..... همتون رو عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR22.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی  

 

/ 1 نظر / 9 بازدید
مط

سلام ميناجان ممنون ميشوم اگر پسورد ياداشتهارا ايميل كنيد سايه