همیشه لحظه آخر خدا نزدیکتر می شه

همیشه می گفتم من ایمان دارم بچه دار می شم .

حتی زمان هایی که شرایط قصد داشتند من را ناامید کنند ، من مغلوب نشدم و محکم مثل یه سرو ایستادم . همیشه یه نیرویی از درونم بهم تلنگر می زد نا امید نشو ، زمان تعیین نکن ولی ایمان داشته باش که یک روز به این آرزوت می رسی .

هیچ وقت اجازه ندادم افکار منحرف کننده روم تاثیر بذاره و من را از راهم منحرف کنه برعکس هر حادثه و هر اتفاقی که افتاد من را محکم و محکم تر کرد .

چیزی که برام روشن و واضح بود این بود که بعد از هر شبی روزه و بعد از هر تاریکی روشنایی . هیچ وقت تاریکی به تاریکی ختم نمی شه . بعد از هر دوره سختی و رنج و عذاب روشنایی هست  و آسانی . و هیچ تلاشی بی مزد و نتیجه نمی مونه .خدا خدای عادله و هیچ وقت به بنده ش برای تمام عمر رنج و سختی نمی ده ...

وقتی که بین تضاد ها قرار گرفته بودم و می گفتم :

چرا ؟

مگه خدا به من وعده مادر شدن را نداده بود ؟!

پس چرا الآن می گند باید برای همیشه با مادر شدن خداحافظی کنی .

خدا که هیچ وقت دروغ نمی گه ؟؟؟؟

علامت سوال های بالای سرم بیداد می کردند . اون کسی که اشتباه می کرد من بودم خدا هنوز هم سر حرفش ایستاده بود .

و این اتفاق ها مثل یه جاده پیچ در پیچ هستند  که من را به همون جایی می برند که خدا وعده داده . من از وسط راه نمی تونم پایان راه راقضاوت کنم .

آخرین باری که به پزشک مراجعه کردم اصلا قانع نشدم خیلی تحقیق کردم و متوجه شدم که اصلا و ابدا به خاطر یه مشکل ساده نیازی نیست که من زیر تیغ جراحی برم .

بنابر این سعی کردم پیش چند تا دکتر دیگه هم برم .

دیروز پیش یه پزشک رفتم که از توی اینترنت باهاش آشنا شدم .

70 سال تجربه داشت . پس از دقایقی سوال و جواب و مطالعه دقیق پرونده م   گفت من مشکل خاصی توی تو نمی بینم .

تو هیچ مشکل خاصی نداری و هیچ نیازی هم به عمل جراحی نداری .

گفتم:  دکتر قبلی عمل جراحی را اورژانسی اعلام کرد و گفت باید خیلی زود این کار را انجام بدی.

دکتر گفت : من خودم 30 سال استاد جراحی بودم و اگه نیازی بود که تو عمل جراحی انجام بدی حتما بهت می گفتم اما شرایط تو خیلی خوبه .

چند تا داروی ساده برات می نویسم اگه باردار شدی که چه عالی ....

اگه نشدی باید یه سری آزمایش دیگه روت انجام بشه . به سلامت ....

من خیلی شاد و پر انرژی از مطب خارج شدم اما خودم را کنترل کردم .حدود دو هفته ای بود که علی در تلاطم تهیه کردن پول عمل جراحی بود قرار بود پنج شنبه برم واسه عمل. یخچالمون هم که سوخته بود و یک هفته ای بود که یخچال نداشتیم . چقدر نقشه های خدا زیباست . هر بار که خواستم برم پیش دکترم  یه مشکلی پیش اومد و عقب افتاد.

در آخرخدا مقدر کرد تا من دیروز به این پزشک مراجعه کنم و توی لحظات آخر همه چیز را عوض کنه .

از مطب که بیرون اومدم علی با اضطراب پرسید عمل رو کی انجام می دی ؟

گفتم بد نیست که یه کم سربه سرش بذارم ....

گفتم : دکتر گفت باید خیلی زود باید عمل کنی (هزینه ش هم می شه 3 میلیون تومان )

علی گفت : صد رحمت به دکتر قبلی می ریم پیش همون .و ناراحت و ناامید راه افتاد.

حالش خیلی گرفته شده بود.

الآن وقت مناسبی بود که خبر خوشحال کننده را بهش بدم .

گفتم علی من هیچ نیازی به عمل جراحی ندارم و همه چیزم نرماله . خیلی هم وضعیتم خوبه و جای هیچ نگرانی نیست .

وقتی که بهش این رو گفتم . داشت بال در می آورداز خوشحالی نمی دونست چه کار کنه . یه بار خیلی خیلی سنگین از روی دوشمون برداشته شده بود منم  داشتم از شادی غش می کردم و تنها کاری که کردم گوشی را برداشتم و به چند نفر این خبر شادی بخش رادادم .

بعدش بلافاصله رفتیم یخچال ببینیم تا پولی را که برای عمل تهیه کرده بودیم یخچال بخریم .

این بزرگترین هدیه خداوند بود . حالا معنی این که همیشه لحظه آخر خدا نزدیکتر می شه را خیلی عمیق تر و بهتر درک می کنم . حالا می دونم ایمانم روز به روز داره بیشتر کمکم میکنه و نجاتم می ده .

همین روزا میام می نویسم من نی نی دارم .

من هنوزم ایمان دارم .....

 

 

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیرین

خدا رو هزار بار شکر. یخچالتون هم مبارک

شیدا

سلام وبلاگتو خوندم من امروز روزه ام دعات میکنم ایشالا که مامان میشی عزیزم[ماچ]

مامان محمدامین

خدارو شکر مینا.توهمیشه سرشار از امیدی.میدونم نتیجه میگیری. مینا میدونی چه مصیبتی کشیدیم این روزها؟؟برامون دعا کن وانرژی مثبت بفرست.

مادرخانومی

ایمانت تو را نجات داد... آمین. می گه: خوشا به حال آنانکه با سختی ها ازموده می شوند زیرا در آخر آن تاج حیات را به دست خواهند آورد. مبارکت باشه. [گل]

نیلوفر

مینای عزیزم از همون روز اول که تو رو دیدم این قدرت ایمان رو توی خودت دیدم و شاید باورت نشه خیلی جاها که کم میاوردم می گفتم مثل مینا تو هم ایمان داشته باش و این جوری خودمو تقویت می کردم . تو یه روز اینجا می نویسی که نی نی داری و من بیشتر و بیشتر ایمان میارم

ازاده

شاید شنیده باشی که خدا گفته اگر بنده هام می دونستند حتی لاینحل ترین مشکلشان چقدر ساده حل خواهد شد اینقدر استرس و عذاب نمی کشیدند اما آنها به من توکل ندارند و در مشکل خودشان را تنها می بینند. سلام.... من این جمله خیلی کمکم میکنه امید وارم تو هم ب چیزی که میخوای برسی [گل]

صحرا

عاشق این همه ایمانت هستم . تو خیلی خاصی مینا .

فرشته

سلام مهربون به روزم ومنتظر حضورت باشد که نظرت اندیشه ام را بارور کند

محسن

سلام وبلاگ زيبايي داري اگه دوست داري بهم سر بزن راستی با تبادل لینک موافقی

فاطمه

تو اکنون شهر علم و اجتهادی ، تو رب النوع شمشیر و جهادی ، تو خورشیدی شدی در گوشه غار ، بر نور تو شد خورشید و مه تار ، بتاب و روشنی بخش جهان باش ، مهین پیغمبر آخر زمان باش . عید پیامبری رسول خدا مبارک . [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد . [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]