دید و بازدید

من از بچگی عاشق عید و حال و هوای عید بودم . یادمه وقتی که ایام عید تموم می شد پیش خودم می گفتم : ای وای !حالا باید دوباره یک سال صبر کنم تا دوباره عید بیاد؟!

 عیدا خیلی بهم خوش می گذشت. همش در حال بازی کردن و خندیدن بودم .

 رسم عید دیدنی توی خانواده ما بصورت مهمونی دوره ای بود اینطوری که هر روز از عید ، ما خونه یکی از افراد فامیل بودیم .

 شب هم که می شد همه دختر خاله ها خونه همونی که نوبتش بود می موندیم و تا صبح لطیفه تعریف می کردیم و مسخره بازی در می آوردیم . مامان هامون از یه اتاق دیگه داد می کشیدند و  می گفتند بخوابید! ،اما ما از رو نمی رفتیم و تا خود صبح شیطونی می کردیم وخودمون رو الکی می زدیم به خواب تا مامان ها بخوابند ولی یه دفعه یکی از بچه ها خنده ش می گرفت و همه چی خراب می شد که معمولا اون یه نفر من بودم .

تا آخر عید ما هر روز خونه یکی از بستگان بودیم و از هم جدا نمی شدیم .

سیزده بدر ها هم همیشه خوب بود و همیشه خاله بزرگم بساط آش رشته را به پا می کرد .

تا شب توی ر و مغز همدیگه می کوبیدیم و شاد بودیم .

واقعا چقدر قدیما خوب بود . چه صفایی بین مردم بود . همه فقط لحظه شماری می کردند تا همدیگه رو ببینند . چه عشق و شور و حرارتی بین مردم بود . در عین سادگی چقدر به همه خوش می گذشت .

اما حالا چی شده؟!

باکلی دم و تشریفات و قرار قبلی و هزار دنــگ و فنگ باید یه وقت گیر بیاری که بتونی فامیلت رو ببینی .

عید دیدنی یعنی این که بری یه جایی که هم آجیل باشه هم میوه هم شیرینی و .... انگار رفتی  یه کم آجیل و میوه و ... بخوری و بیای .

چند دقیقه می شینی بعد از وضاع هوا و شرایط اقتصادی و ... حرف می زنی . اگه خیلی صمیمی بودی بحث لحاف ملا را هم پیش می کشی .

دریغ از یه لبخند دریغ از یه ذره نشاط .

باید اتو کشیده و پاستوریزه مثل یه بچه خوب  یه خط کش ببلعی و صاف بشینی این پا را روی اون پا بندازی .چون اینطوری شیک تر به نظر میای ...

کلماتی که رد و بدل می کنی چیه ؟

صاحب خونه : بفرمایید، خوش آمدید ، و ...

مهمان : خواهش می کنم ، لطف دارید و....

همه تعارف

چند تا میوه می خوری ؟

یکی .....اگه از یکی بیشتر برداشتی ؟!

هیچی

چشما درشت می شه و دقتش زیاد ....

از چند ماه قبل از عید آب و غذات رو جیره بندی می کنی و پوست کله خودت و شوهرت را می کنی که چی ؟

تا تغییر دکوراسیون بدی و نوروز همه چیز ایده آل و شیک به نظر بیاد.

به جای یه نگاه محبت امیز از سر دلتنگی همه با در و دیوار فرش و... نگاه می کنی . انگار رفتی موزه مبادا  نگات بیافته توی چشمای صاحب خونه ؟!

همه چیز شده تجملات ، سعی می کنی خودتو  توی قالب آدمای باکلاس جا بدی .

 اما خود واقعیت کجاست ؟همون خود شوخ طبع بذله گو؟ ...

اون پشت قالب اتو کشیده و پاستوریزه حبس شده .

کجاست اون سادگی ؟ اون راحتی ؟ اون صمیمیت ؟

چرا ؟

مگه ما قراره به کجا بریم ؟

چرا سعی می کنیم با این چیزها بین خودمون و دیگران  دیوار بکشیم ؟ مگه چقدر قضاوت دیگران مهمه ؟

چرا همه دست به دست هم دادیم که این روند تند تر بشه ؟

مگه امکانات برای آسون تر شدن زندگی نیست؟ پس چرا هر چه بیشتر وارد زندگی مون می شه زندگی سخت تر می شه ؟

چون نتونستیم هماهنگی لازم را ایجاد کنیم و از امکاناتمون  به عنوان وسیله ای برای فخر فروشی استفاده می کنیم .

هر چه که جلوتر می ریم و هر چه به جامعه مدرن نزدیک تر می شیم داریم از اون صفا و صمیمیت قبل فاصله می گیریم .

بیایید همه چیز رو صاده بگیریم و روحمون را آزاد بگذاریم تا هر چه رو  دوست داره عمل کنه .

 خیلی ها هنوز همون صفا و یکرنگی هنوز تو صورتشون موج می زنه .

بیایید همه به همون روزا برگردیم

نیشخند پست قبلی رو هم بخونید

/ 23 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صحرا

من هم دقیقا این حس ها رو دارم . عیدها شده فرصتی برای نشون دادن لباس هامون و تغییر دکوراسیون ها ی خونه ها به همدیگه

پیمان دانشفر 22 ساله

سلام عید و حال و هوایش تکرار نشدنیست ... ولی اصلا حال و هوای دوست داشتنی ندارد همش به رسم عادت انجام می گیرد ... لذتی از دیدار ها وجود ندارد ... شاید فقط برای من میومیو

معلمي از جنس پاييز

آینه پرسید:که چرا دیر کرده است؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟ گفتم:او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است خندید به سادگی ام آینه و گفت : احساس پاک تو را زنجیر کرده است گفتم:از عشق من چنین سخن مگوی گفت:خوابی سالهاست دیر کرده است در آینه به خود نگاه کردم!اه ..... عشق تو عجب مرا پیر کرده است راست گفت آینه که منتظر نباش !! او برای همیشه دیر کرده است

معلمي از جنس پاييز

سلام ميناي عزيز شبت بخيروشادماني دوست خوبم ممنونم از اين همه محبت و بزرگواريتون خيلي خيلي ممنونم كه اومديد و پستم را خونديد و با حوصله و دقيق به سوالاتم در مورد انتخاب خونه پاسخ گفتيد پاسخهاي زيباتون خيلي به دلم نشست از ديدگاه روشنفكرانه و واقع بينانه ات متشكرم[لبخند]

معلمي از جنس پاييز

اي خدا! غلام نرگس مست تو تاجدارانند خراب باده ي لعل تو هوشيارانند ترا صبا و مرا آب ديده شد غماز وگر نه عاشق و معشوق راز دارانند [لبخند]

قندک بانو

سلام مینا جان[بغل] ممنونم که به وبلاگ من سر زدی[ماچ] دستت درد نکنه[قلب] چه مهمون نوازی کردی خانومی[بغل] از آشناییت خیلی خوشحال شدم همشهری[قلب][ماچ]

هلنا

سلام دوست عزیزخوشحال شدم سری بهم زدی بازم منتظرحضورپرمهرت هستم اگه باتبادل لینک موافقی خبرم کن